گذرونظر
آخرين تاريخ به روز شدن: 10/03/2010
ساير صفحات: [1] [2] [3]

بسم الله الرحمن الرحیم

خدارحمن است بعضی گفته اند یک نفر کنار بود پیغمبر گفت بیا . یک نفر کنار باشد همه محروم می شوند .همه را رحمن می برد .گفت چرا وقتی یک نفر کنار بود او نمی توانست صحبت کند ؟چون منافی رحمن است دل رحمانی ، دل مهربان یعنی کره، می خواهد همه ی کره را مهمان کند .خطورات قلبی راه رحمان را تنگ می کند . خود رحمن کمک می کند.آدم که نمی تواند جلوی خطورات خود را بگیرد رحمن با لطافت جلوی ذهن را می گیرد. انبیا ءشبان هستند وعیب ندارد ما هم گوسفند با شیم وقتی شبان حقیقی دوستان خود را لب چشمه می برداینها سر آب خوردن از هم سبقت می گیرند .وقتی محمد و آل محمد شبا نند چی از گوسفند بودن بهتر (لطفاًادامه را کلیک کنید )

ادامه...

از کاتگوری: کلام
تاريخ درج: 06:32 10/03/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(2)

بسم الله الرحمن ارحیم

روزگاری جوانی با هوش بود که می خواست دو لتمند شود او منتظ بخت و اقبال خود بود و حقوقش کافی نبود . کارش برای او رضایت به همراه نداشت او دستیار مدیر حسا بداری بود او به فکر راه چاره بود می خواست از دو ستا نش کمک بگیر اما انها خو دشان هم مشکل داشتند شش ماه بود که استعفا نامه نو شته بود شها متش را از دست داده بود تا خر خره زیر قرض رفته بود داشت پیر می شد یک روز که به شدت احساس نا کا می می کرد نا گهان به فکر دیدار یکی از عمو هایش که بسیار دو لتمند شده بود افتاد آادامه را کلیک کنید )

ادامه...

از کاتگوری: روان
تاريخ درج: 08:17 06/03/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز یک کاری کردم که خیلی غصه دارم کرد . بعد از تایپ مطالب چون دو بار کلیک کرده بودم مطلب دوبار روی وبلاگ آمد

خواستم یکی را حذف کنم متاسفانه تمام مطالب کاتگوری شعور حذف شد . از آنجایی که نظرات دوستان خواننده بسیار دلگرم

کننده و محرک است و بیشتر نظرات در این کا تگوری درج شده بود خیلی دلم سوخت . خدا به همه ابناء بشر یک حواس جمع و یک عقل درست و حسابی ارزانی دارد .

التماس دعا ، میزبان شما زهرا

ادامه...

از کاتگوری: خدا(شعور )
تاريخ درج: 07:47 01/03/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(1)

بسم الله الرحمن الرحیم

مولوی در اثر خودش تولد وشیر نوشی و تکامل و تعالی دارد. مولوی به این دلیل نام کتاب خود را مکا شفات رضوی گذارده چون برای نگارش آن به حضرت علی بن موسی الرضا متوسل گردیده است . چشمه ی این کتاب چون نیل مصراست که برای برد باران نو شیدنی گوارا و بر فر عو نیان و کفر پیشگان مایه ی پشیمانی است . چنانچه خدای تعالی فر موده است با آن بسیاری بی راه شوند و بسیاری دیگر به راه آیند و آن به راستی شفا دهنده ی سینه ها و زدا ینده ی اندوه ه ها و آشکار کننده ی قر آن است ، و نیز فراخ کننده ی روزی ها و خوش کننده ی خوی هاست - مو لا نا کتا بش را مفسر قر آن (کشاف القر آن ) می خواند . حال برخی از ابیات ان را با هم معنی می کنیم .

بشنو از نی چون حکایت می کند _از جدایی ها شکایت می کند

اما ترغیب به استماع آواز نی از جهت آن است که ناله ی نی را در دل های عشاق اثرهاست ، از زار نالیدن گیاه خشک طالب متنبه شود و درد طلب پیدا کند و بداند که مهجور است

من به هر جمعیتی نا لان شدم _جفت خوش حا لان و بدحالان شدم

مستمعان دو طایفه اند : خو شحال و بد حال ، خوشحال انانکه از ناله ی نی جان یا فتند و به سوی جا نان شتا فتند و بد حال کسی که در ورطه ی آب و گل فرو ماند و رخش همت به جانب مقصد اصلی نراند

هر کسی از ظن خود شد یار من _ وز درون من نجست اسرار من

مطلب اشارت است به تفاوت درجات در استماع نفخات و فهم مقا مات که در یافت سر ناله ی نی مقدور همه کس نبا شد و هر یک به اندازه ی فهم خود قیا سی و ظنی به کار می برد اما هیچ ظن مقید به یقین نباشد

روز ها گر رفت گو رو باک نیست _ تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست

تنبه طالب بر آن که اگر روز ها به غفلت گذشت اندیشه مکن ، عشق و غم عشق صا حب ان حال نیست که به پگاه امدگان پر دازد و بیگاه رسیدگان را محروم سازد پس دست از دامن طلب باز ندارد و سر از گریبان لا تقنطوا من رحمه الله بر آرد

هر که را جامه زعشقی چاک شد _ او زحرص و عیب کلی پاک شد

تا زجامه ی هستی به زور سر پنجه ی عشق چاک نگردد کوزه ی تن از حرص پاک نگردد و جمیع اهل الله را اتفاق است بر این که اقرب طرق اتصال عشق است و از این نزدیک تر راه نیست

عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود _عشق نبود عا قبت ننگی بود

و سبب توهم این معنی نشود که مایه ی ننگ و عار چگونه رهبر تواند شد . زیرا که آخر اکثر عشق های مجاز حقیقت است و بر تقدیری که آخر عشق مجاز ، ننگ با شد ، آخر ننگ نا پایدار است ، ننگ اگر رنگ بر گر داند همان ننگ و عار به عز و افتخار مبدل شود ، مثلاً آخر کار خونریزی قصاص است و آخر قصاص حیات است کما قال عز اسمه و لکم فی القصاص حیوه

(برای خواندن بقیه ابیات ادامه را کلیک کنید )

ادامه...

از کاتگوری: خدا(شعور )
تاريخ درج: 07:35 01/03/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

افراد سه دسته اند ، یا عالم هستند و اهل تحقیق و جویای علم یا متعلم که دانشجو هستند و در پی کسب فیض می با شند یا حشره اند که با د از هر طرف وزید به آن طرف می روند و هر چیزی را می پذیرند . افراد یا از راه سلوک به مقام می رسند یا از راه جذبه . سلوک با ترک محرمات و کسب حسنات به دست می آید ولی جذبه دست ما نیست دست خداست و مارا می برند مثل پیامبر که او را به معراج بردند (ادامه را کلیک کنید )

ادامه...

از کاتگوری: کلام
تاريخ درج: 08:11 08/02/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(2)

نعره

نعره هایم بی صدا در طنین خنده ی خشم خدا ، نیت من در نماز و در دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا . هرچه می کردم همه از ترس بود

دانش

اگر همه به اندازه ی دانش خود سخن می گفتند دنیا چقدر ساکت می شد

لیاقت

مردم لیاقت را به کسی می فروشند که لبخند جادویی و نگاه جادویی داشته باشد

بدی

هرکه بدی کند خودزنی کرده است

قضاوت

تاوقتی با کفش های دیگران راه نرفته ای در مورد آن ها قضاوت نکن

خورشید

برخی از خورشید فقط گرمای آن را حس می کنند

حرف بیهوده

بزرگی می گفت حرف بیهوده زدن را کمتر از غذای حرام نمی دانم

دادخواهی

بزرگی می گفت پیش هیچ امامی نرفتم مگر آنکه از آن امام خواستم هنگام مردن به دادم برسد

حماقت

آنچه حدی ندارد حماقت است

جوهر عرفان

جوهر عرفان مبارزه با دیو ودشمن است. هر پیامبری خدا فرستاده یک دیو و یک شیطان فرستاده . در مواجهه با دشمن انسان رشد می کند و آدم می شوید

انعام

ای گدایان خرابات خدا یار شماست . چشم انعام مدارید زانعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش که مگو حال دل سوخته به خامی چند

هنر

یوسف به شهر بی هنران وجه خویش را عرضه مکن که هیچ تقا ضا نمی شود

جوینده ی خدا

ای آنکه تو در پی خدایی به خود آی

از خود بطلب آنچه که خواهی زخدای

گر خود به خود آیی به خدایی خدا

اقرار نمایی به خدایی خدای

گفگوهایی با امام زمان

با این همه کاش مرهمی نوازشی مهری عیان نمی دانم حتی عتابی از سر دلسوزی های پدرانه ی قدیمی ات روانه ی این روزگار به هم گره ی خورده ما می کردی

پایان

ادامه...

از کاتگوری: کلام
تاريخ درج: 07:46 26/01/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(2)

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر بنده ای بر سبیل معصیت با شد و خدا وند خیر و سعا دتش را بخواهد رویایی را در خواب نشانش دهد تا او را بترساند و نسبت به آن معصیت نفرت پیدا کند . برای مثال در زمینه ی واقعیت مذکور می توان تا ثیر رو یا در تعدیل و کنترل رفتار را در واقعه ی زیر ملاحظه کرد . مردی نزد امام صادق آمد و عرض کرد ای فرزند رسول خدا . در خواب دیدم که گو یا از کوفه به دیاری که آن را می شنا ختم خارج شدم . وپیری از چوب یا مردی تراشیده شده از چوب که بر اسبی چوبی سوار بود با شمشیر بر من ظاهر شد و من ترسان و هراسان ووحشت زده بودم امام فر مود تو قصد نا بودی مردی را به منظور به دست آوردن مالش را داشتی و سپس خواب بیننده تمام جز ئیات انچه که قصد داشت یعنی ظلم و ستم مالی که قصد دا شت نسبت به یکی از همسا یگانش انجام دهد بیان کرد و به این ترتیب پس از تفسیری که امام از رو یا یش به عمل آورد او را از تصمیمی که گرفته بود منصرف کرد (ادامه را کلیک کنید)

ادامه...

از کاتگوری: روان
تاريخ درج: 07:44 23/01/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(0)

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله کلید کوک ماست . همه ی هنرمندان و همه ی انسانهایی که کار بزرگی می خواهند انجام دهند باید اول بسم الله بگویند. چون بدون این اسم ما کوک نمی شویم . کوک ما اینست که ما نباشیم هر کس که اسم خودش را فراموش کرد و اسم او را برد او کوک می شود . کوک ، کوک عشق است عشق اقتضا می کند ما نباشیم و اگر ما بخواهیم عالم را بفهمیم بدون آن نام نمی توانیم بفهمیم و باید کوکمان را با کوک عالم یکی کنیم و کوک عالم این است که او هست همه ی عالم می گویند او هست و باید اسم خو دمان را خط بزنیم تا با عالم بیگانه نشویم ( لطفاً ادامه مطلب را کلیک کنید )

ادامه...

از کاتگوری: کلام
تاريخ درج: 07:20 17/01/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(0)

کسی که طمع کند حقیر می شود . آن کس که فقر خود را آشکار نماید خفیف می گردد. آن کس که زبانش بر خود او حکومت می کند بی مقدار است . بخل ننگ است . ترس عیب می باشد. تنگدستی زبان مرد دانا را الکن می کند . صبوری شجاعت است . زهد ثروت می باشد. احتراز از معصیت سپر است . بهترین همنشین رضایت از سرنوشت است . علم میراثی گرانبها است. صفات پسندیده هرگز کهنه نمی شود . فکر درست آیینه است صاف. سینه ی مرد عاقل صندوق اسرار اوست . بشاش بودن وسیله برای به دست آوردن دوست است . بردباری در قبال سختی ها وسیله ی جلوگیری از عیوب است . مسالمت و صلحجویی وسیله ی پو شاندن عیوب است . افراد خود خواه دارای دشمنان زیاد می شوند. صدقه داروی بیماری ها می باشد . آنچه بندگان در دنیا پنهان می کنند ، در آخرت مقابل چشمشان آشکار می شود (چون در آخرت هیچ چیز پنهان نمی ماند )هنگامی که بر دشمن غلبه کردی بخشایش داشته باش که آن شکرانه ی توانایی است . مردم ناتوان کسانی هستند که نمی توانند دوست بیا بند و از انها نا توان تر کسی است که دوستی را از دست بدهد . وقتی که به شما نعمتی کم می رسد شکر ان را به جابیاورید تا این که نعمت زیاد تر بشود . آن کس که از طرف خویشان طرد می شود بیگانه ای به کمکش می رسد . هر گز کسی را که دچار بلا گردیده مورد شماتت قرار ندهید . عنان کار ها در دست خداوند است و به همین جهت گاهی دقت و تدبیر سبب پیشرفت کار نمی شود . لغزش جوانمردان را مورد عفو قرار بدهید ، زیرا دست خدا حامی آنها می باشد . ترس سبب زیان است . شرم و حیا با نا امیدی همراه می باشد(البته شرم و حیای غیر عقلانی و نابجا ) . فرصت چون ابری است که به زودی می گذرد و لذا فرصت کار خیر را از دست ندهید . کفاره ی گنا هان بزر گ این است که به فریاد مظلو مین برسند . ای فرزن ادم وقتی می بینی خداوند در های نعمت خود را به روی تو گشوده و تو شکر به جا نمی آوری از قهر خدا وند بترس. با نا خوشی مدارا کن و خود را نینداز. بهترین عبادت آن است که پنهان با شد . حذر کنید ، حذر کنید (از عذاب خداوند ) و به خدا سو گند گناهان شما را طوری مستور می دارد که گویی مورد عفو قرار گرفته اید .کسی که زیاد در باره ی چیزهایی که مردم از آن نفرت دارند بگوید دیگران هم زیاد راجع به او بد گویی می کنند . کسی که آرزوهای دراز دارد بدعمل می شود . پسندیده ترین افراد برای عفو ، با قدرت ترین افراد است برای کیفر دادن (آن که قدرت دارد کیفر بدهد عفو هم می کند ) . هیچ ثروت بهتر از عقل و هیچ نا داری بدتر از جهل نیست و بهترین میراث ادب است و بهترین کمک و پشتیبان مشورت می با شد . زبان یک درنده است و اگر جلوی آن را نگیرید آدمی را نا بود می کند . کسی که دوستان خود را از دست می دهد مثل کسی است که در غربت به سر می برد .از حاجت خود هنگامی که می فهمی که با یستی به نا اهل مرا جعه نمایی به کلی صرف نظر کن . (صرف نظر کردن از منظور بهتر از مرا جعه به نا بکار است . حکمت متاعی است که مومن ان را گم کرده حکمت را فرا گیر . قیمت هر مرد وابسته به چیزی است که آن را می داند (ارزش هنر مند به هنر و صنعتگر به صنعت اوست )پیامبر اکرم فر مود یا علی پنج چیز دل را نورانی می کند : کثرت تلاوت سوره ی قل هو الله احد ، کم گویی، مجالست با علما ، نماز شب و گام نهادن در راه مسجد . هر کس خوش دارد خدا عمر او را دراز و روزی اش را توسعه دهد باید صله ی رحم کند .امام صادق : اگر یک زنی با یک مردنا محرمی یک شوخی کند برای آن شوخی باید صد سال در جهنم با شد .امام هادی: حسد نیکی ها را نا بود می کند .

پایان

ادامه...

از کاتگوری: خدا (کتب)
تاريخ درج: 11:18 10/01/2010 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(1)
عشق چیست و چگونه است ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

پروردگار پیامبرش را به محبت بی قید وشرط هشدار می دهد . خداوند مظهر عشق ومحبت است . شمار کار خود را دوست دارید آن وقت چگونه می شود که خداوند خالق همه ی آفریده ها مخلوقاتش را دوست نداشته باشد . در داستان یو نس نبی دیدیم که چگونه پر وردگار به بندگانش عشق ورزیده و هر گونه بی صبری و نا شکیبایی را در هدایت آنها از طرف انبیا ء ودیگر راستان الهی نمی پذیرد .

عشق صبور است ، انتظار عجولانه ندارد . عشق پویا و تلاشگر است ، در عشق انفعال نیست .

عشق مهربان است . عشق حسود و خودبین نیست . عشق معذور نیست . عشق خطا ها را بایگانی نمی کند . عشق از شر شادمان نمی شود . عشق با حقیقت دلشاد است . عشق تلخ رفتار نیست . عشق جایی برای آزار باقی نمی گذارد . عشق با اراده است . عشق با ایمان و اعتقاد است. عشق بی نیاز است (محبت بی قید وشرط). عشق شکست ناپذیر است . ( لطفاً ادامه را کلیک کنید )

ادامه...

از کاتگوری: روان
تاريخ درج: 08:25 29/12/2009 نويسنده: زهرا حجازی نظرات(0)
آنلاين: محمدظاهرکُلمانی, و 126 مهمان